قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1039
تاريخ الفي ( فارسى )
جانب زرنج « 1 » فرود آمد . كوتوال قلعهء زرنج كه نشاندهء خودش بود در حصار بسته او را از دخول مانع آمد . عبد الرحمن از آنجا حركت كرده متوجّه قلعهء بست « 2 » شد كه والى آنجا از جانب عبد الرحمن ، عياض [ بن هميان ] شيبانى بود . القصّه ؛ چون عبد الرحمن به آنجا رسيد عياض به مقدم او بشاشت نموده به كمال تعظيم و تكريم پيش آمد و انواع خدمات به تقديم رسانيد . آخر الامر [ 142 الف ] به وقت فرصت بند گران بر پاى او نهاده خواست كه او را نزد حجّاج فرستد . امّا ملك كابل چون از اين حال خبر يافت با لشكرى عظيم به بست رفته عياض را محاصره كرد و گفت : اگر يك سر موى عبد الرحمن كم شود دمار از روزگار تو برمىآرم . پس با عبد الرحمن به مقام اعتذار درآمده عبد الرحمن را تسليم ملك كابل نمود . ملك از سر جريمهء عياض درگذشته عبد الرحمن را همراه خود به كابل برد و در تعظيم و تكريم او هيچ دقيقه [ اى ] فرونمىگذاشت . در اين اثنا مردمى كه از حجّاج گريخته بودند فوجفوج از عراق عرب به جانب ملك نيمروز آمده موازى شصت هزار جمع آمده بر خود عبد الرحمن بن عياش را امير ساختند . عبد الرحمن با آن لشكر آمده محاصرهء زرنج نموده والى زرنج را كه در حصار بر عبد الرحمن بن محمّد بن اشعث بسته بود گرفته به تعذيب تمام او را كشتند . بعضى مورّخين برآنند كه او را نكشتند ، بله او را در حبس نگاه داشته صورت حال معروض عبد الرحمن گردانيده استدعاى طلب او نموده تا شرط متابعت و جانسپارى به جاى آرند . عبد الرحمن باز به رخصت ملك كابل به جانب سيستان روان شده به هواخواهان او پيوست . مقارن اين حال ابن عماره با لشكرى آراسته از جانب حجاج آمده در نواحى سيستان فرود آمد . چون اين خبر به عبد الرحمن رسيد با اصحاب خود مشورت كرد . صلاح در آن ديدند كه اين ولايت را به ابن عماره گذاشته متوجّه خراسان شوند . عبد الرحمن گفت : صلاح در اين نيست كه ما به خراسان رويم ؛ چرا كه يزيد بن مهلّب كه به حسن تدبير و شجاعت از ابناء زمان امتياز دارد با سپاه جرّار در آن ولايت است . و چون او در مقام مقاتلهء ما آيد و شاميان از عقب برسند مهم ما دشوار گردد . امّا اصحاب عبد الرحمن اين سخن را قبول نكردند و گفتند : اميد مىداريم كه چون ما به مملكت خراسان رسيم اتباع ما چندان شوند و به مرتبهاى رسند كه هيچ كس در مقام مقابله و مقاتلهء ما درنتواند آمد . و بالفرض اگر ما را در آن سرزمين ضعف و فتورى روى نمايد خراسان مملكتى وسيع است ؛ به هر جانب كه خواهيم برويم .
--> ( 1 ) . زرنج : بزرگترين و مهمترين شهر سيستان ؛ - مراصد الاطّلاع . ( 2 ) . بست : شهرى ميان سيستان و غزنين و هرات ؛ - پيشين .